السيد ابن طاووس ( مترجم : م - ر )
37
ادب حضور ( فلاح السائل ) ( فارسى )
و نمودارشان بر هر كس كه گفتار خداوند - جلّ جلاله - را ( كه عارفان آن را دريافته و بدان عمل نمودهاند ) باور داشته باشد ، پوشيده نمىماند ، آنجا كه مىفرمايد : وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ ، إِلَّا لِيَعْبُدُونِ . « 1 » - و جنّ و انس را تنها براى اين آفريدم كه مرا بپرستند . لزوم وجود معصوم در هر زمان زيرا مىتوان گفت : از سويى مقصود خداوند - جلّ جلاله - از آفرينش بندگان اين است كه به واسطهء شناخت و عبادت او به سعادتمندى نايل آمده به بندگى و مراقبه و توجّه به او مشرّف گردند « 2 » ، و از سوى ديگر ، اگر « حقّ » از ديدگاهها و خواهشهاى نفسانى مردم پيروى مىكرد ، تدبير خداوند نسبت به امور جهان تباه و بيهوده مىشد ، چنان كه كتاب محفوظ خداوند - جلّ جلاله - بدان ناطق است ، آنجا كه مىفرمايد : وَ لَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْواءَهُمْ ، لَفَسَدَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ فِيهِنَّ ، بَلْ أَتَيْناهُمْ بِذِكْرِهِمْ ، فَهُمْ عَنْ ذِكْرِهِمْ مُعْرِضُونَ . « 3 » - و اگر حقّ ، از خواهشهاى نفسانى آنان پيروى مىنمود ، مسلّما آسمانها و زمين و تمام كسانى كه در آنها وجود دارند تباه مىشدند ، بلكه ما مىخواهيم آنان را تذكّر دهيم ، ولى آنان از ذكر و ياد آورى روىگردانند . بنا بر اين ، لازم است پيشوايى وجود داشته باشد كه بشر را از اينكه خواهشهاى نفسانى و ديدگاهها و نظريّاتشان ، خود و ديگران را نابود سازد بازدارد ، يعنى كاملا صفات « حقّ » را دارا باشد ، به گونهاى كه اگر از هوا و هوس آنها پيروى كنند ، موجب تباهى آنان شود . و اين ويژگى « معصوم » است كه بر همگان واجب است راه هدايت را به راهنمايى او پيموده و به او اقتدا نمايند .
--> ( 1 ) . ذاريات ( 51 ) : 56 . ( 2 ) چنان كه آيهء گذشته بدان دلالت دارد . ( 3 ) مؤمنون ( 23 ) : 71 .